داستان های تلخ وشیرین
 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

سلام عزیزان شاید دیگه نتونم وبلاگمو اپ کنم ولی اگه تونستم به نظرات پاسخ می دم خدا حافظ

[ ۱۳٩۱/۳/۳۱ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]

خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و ادب - کتاب

دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، فهرست افتخار سال 2012 را منتشر کرد.

به گزارش بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در فهرست افتخار امسال، سه کتاب از ایران در سه بخش تألیف، ترجمه و تصویرگری حضور دارند. کتاب‌های "طبقه هفتم غربی" نوشته جمشید خانیان، "چشم بهشتی" نوشته دیوید آلموند با ترجمه نسرین وکیلی و "خرس دانا چرا به این روز افتاد" از مجموعه قصه‌های شیرین مغزدار نوشته علی‌اصغر سیدآبادی و با تصویرگری علیرضا گلدوزیان، کتاب‌های امسال ایران در فهرست افتخار هستند.

فهرست افتخار دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان فهرستی از کتاب‌های برگزیده در سه بخش کتاب‌های تألیفی، ترجمه و تصویرگری کتاب است. این فهرست مجموعه کتاب‌هایی است که هر یک از کشورهای عضو دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان از کشور خودشان برای حضور در فهرست افتخار معرفی می‌کنند. این فهرست هر دو سال یک بار منتشر می‌شود. در ایران شورای کتاب کودک که نماینده IBBY در ایران است، کتاب‌های مناسب برای فهرست افتخار را برمی‌گزیند.

 بنا بر اعلام سایت کتابک، کتاب‌هایی برای معرفی در فهرست افتخار برگزیده می‌شوند که از باکیفیت‌ترین کتاب‌های هر کشور باشند. کتاب‌ها همچنین باید تازه منتشرشده باشند و برای چاپ در کشورهای دیگر هم مناسب باشند.

 پدیدآورندگانی که کتاب‌های‌شان در فهرست افتخار قرار می‌گیرد، در جریان سی‌وسومین کنگره جهانی دفتر بین‌المللی کتاب برای نسل جوان، دیپلم افتخار دریافت می‌کنند. این کنگره در تابستان سال 2012 در لندن برگزار می‌شود. کتاب‌های فهرست افتخار، برای نخستین‌بار در جریان کنگره به نمایش گذاشته می‌شوند و پس از آن در چند نوبت در کشورهای مختلف به نمایش درمی‌آیند. فهرست افتخارIBBY، از سال 1956 تاکنون هر دو سال یک بار با هدف تقویت درک و پیوند بین فرهنگی منتشر می‌شود.

[ ۱۳٩٠/۱٢/۳ ] [ ۸:٠۱ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]

سلام ناراحت

من هرچی می خوام بیام توی وبلاگ شما نظر بدم نمی تونم چی کار کنم نظرم ارسال نمیشه یعنی نظرم کمرنگ میشه

 

 

[ ۱۳٩٠/۱۱/۱٩ ] [ ٩:٠۸ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]

این یک داستانی است درباره ی یک مادر ودختردرکانادا که  مسیحی بودند  و به ذهن من خطور کرد  که شاید داستان های واقعی دیگری مشابه آن اتفاق افتاده باشد :

رزیتا با دسته ی گل به آسایشگاه روانی رفت در اتاقی را زد ووارد اتاق شد . امیلی در روی تخت نشسته وبه یک طرف خیره شده .  رزیتا او را بوس کرد  وگل را روی میز بالای تخت گذاشت . آهی  کشید وبا نگرانی به امیلی نگاه کرد. دکتر فرناز در اتاق را زد ووارد شد وبا رعنا سلام واحوال پرسی  کرد . فرناز :( دکتر حالش چطوری ) دکتر از اتاق بیرون رفت ورزیتا هم به دنبال او. دکتر :( حالش زیاد تغییر نکرده به نظر من بهتره یه مدت مرخص بشه شاید اوضاش توی خونه تغییر کنه ) رزیتا :( اگه توی خونه قراربود خوب بشه . خوب میشد ) دکتر :( بلاخره ما تمام سعی خودمونو کردیم دختر شما هم باید بخواد، از شر این بیماری راحت بشه ) دکتر به راه خود ادامه داد و رفت . رزیتا به اتاق دخترش رفت وبه او گفت :( اخه چرا نمی خوای درمان بشی. حداقل یه چیزی بگو . می دونم توی اون زلزله ی لعنتی .پدر وبرادرتو از دست دادی، ولی ما زنده موندیم که زندگی کنیم ) امیلی به او نگاهی کرد ولی همچنان ساکت بود . رزیتا در یک کارخانه ی تولید نوشابه وآب معدنی کار می کرد . در کار خانه :

رزیتا مشغول صحبت کردن با دوست و همکارش بود که دوستش گفت ::( راستی رزیتا دخترت چطوره .پیش همون دکتری که گفته بودم بردیش ) رزیتا :( اره اما فایده ای نداشت، به نظرت چی کار کنم حتی به خاطرش  حاضرم دنیا رو بگردم  ) . درخانه :

رزیتا  سر میز غذا بود وبا ناامیدی به دخترش نگاه می کرد که تلفن زنگ زد . رزیتا تلفن را برداشت . وگفت :( سلام دکتر خیلی کار خوبی کردید به ما زنگ زدید .چی ، باشه همین الان می رسم خدمتتون  ) در مطب :

دکتر :( راستش خانم من توی چند روز که فکر کردم دیدم که فقط یک نفر می تونه دختر شما رو معالجه کنه ) رزیتا : ( خب کیه ) دکتر :( یکی از استادان خوبه دانشگاهمه . اسمش دکتر فرامرزیه . همایون فرامرزی ) رزیتا :( میشه آدرسشو بدید ) دکتر :( این استاد ایرانیه . چند روز پیش به من خبر رسید که رفته ایران آدرسشو دارم  ) دکتر آدرس را بروی کاغذی نوشت وبه رزیتا داد . رزیتا  از دکتر تشکر کرد ومی خواست از اتاق بیرون برود، که دکتر به او گفت :( خانم اگه میشه ازش بپرسید که راز آرامش پدر من قبل از مرگش چی بود  ) رزیتا لبخند زد وگفت :( باشه حتما . بازم ازشما ممنونم ) رزیتا با خوشحالی مطب را ترک کرد. ولی در فکر این بود که چگونه بااین بحران مالی خرج سفرش به ایران را تامین کند. در خانه :

رزیتا در خانه را با کلید باز کرد. اما دید که امیلی در خانه نیست همه جای خانه را گشت اما خبری از امیلی نبود رزیتا با نگرانی به بیرون رفت همه جارا گشت ولی باز هم خبری از او نبود که یادش افتاد که یک شنبه ها با امیلی به سر قبر شوهر وپسرش می رفت . در قبرستان :

رزیتا امیلی را کنار قبر پسر وشوهرش دید نزدیک او رفت  وبه امیلی گفت :( امیلی این جا چه کار می کنی بلند شو بریم خونه) اما امیلی نمی خواست بلند شود که صدای مردی آمد که  گفت  :( خانم کاری بهش نداشته باشید اجازه بدید خودشو خالی کنه ) رزیتا به آن مرد گفت : ( شما کی هستید ) او گفت :( من دکتر همایون فرامرزی روان پزشک هستم ) رزیتا با خوشحالی :( پس دکتر فرامرزی شما هستید ولی من شنیدم رفتید ایران )  فرامرزی :( بله  من هر سالی یک بار به این جا میام و برای دوستم که قبرش  اینجاست قران می خونم. کسی منو به شما معرفی کرده ) رزیتا :( یکی از دانشجویانتون، شما رو به من معرفی کرد0  دکتر خواهش می کنم دختر منو درمان کنید ) دکتر :( حتما. فقط باید بریم یه جایی که من کارمو بهتر انجام بدم ) رزیتا :( بیاین بریم خونه ی من اونجا خوبه ) دکتر :( بله حتما )

 


ادامه مطلب
[ ۱۳٩٠/۱۱/٦ ] [ ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]

باغ ما خوب بود  اما لاله هایش پژمرده شد . لاله های سرخ وسفیدش

 چون علف های هرز در میانشان بود . و روزی لاله هارا غصب می کردند

  قناریها وبلبل ها حق آواز وپرواز نداشتند چون که باغبانان خمشگین بر آن ها می تاختند

همه اهل باغ ما غمگین شدند واثری از لبخند بر لب هایشان نبود

بعضی از بلبل ها وقناری های به باغ های دیگر رفتند اما لاله ها همچنان اسیر خاک بودند

واسیر باغبان ها

...............................

                              ...............................

                                                             .........................

                                                                                       ............................

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٩ ] [ ۸:٠٩ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]

رتبه های اول تا پنجم رمان های پرفروش

با فرا رسیدن سال نو میلادی، موسسه‌ی تحقیقاتی نیلسن بوک‌اسکن‌، فهرستی از پرفروش‌ترین کتاب‌های سال 2011 تهیه کرده است که در آن نام رمان‌های معروفی چون «کمک»، «یک روز» و سه‌گانه‌ی استیک لارسن به چشم می‌خورد.

رتبه‌ی اول این فهرست با فروشی 935 هزار و 355 نسخه‌ای به «یک روز» دیوید نیکولاس رسید. کتاب «وعده‌های30 دقیقه‌ای جیمی» به قلم جیمی اولیویر با 484 هزار و 338 نسخه فروش رتبه‌ی دوم این فهرست را از آن خود کرد. سومین کتاب پرفروش سال 2011 «یک ذره‌ی کوچک شگفت‌انگیز» بود که توسط داون فرنچ به نگارش درآمده بود. رمان «اتاق» اما دونوگ که در سال گذشته جایزه‌ی کشورهای مشترک‌المنافع را برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد،‌ با 402 هزار و 108 نسخه فروش در مقام چهارم نشست.

رمان معروف کاترین استاکت هم در رتبه‌ی پنجم این فهرست نشست. «کمک» که اخیرا اقتباس سینمایی آن ساخته شده است‌، در سال گذشته میلادی 382 هزار و 468 نسخه فروش داشته است. «کمک» در سال 2009 یکی از پرفروش‌ترین آثار داستانی دنیا بود.

رمان های پرفروش ایران در 14 سال گذشته

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، برپایه‌ گزارشی که براساس مصوبه شورای بررسی و سیاستگذاری ادبیات داستانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
برمبنای اطلاعات موجود در بانک اطلاعات خانه کتاب تهیه شده است، 47 کتاب منتشرشده در 14 سال گذشته - در زمینه‌ی ادبیات داستانی - که بیش از 10 نوبت
چاپ داشته‌اند، به ‌ترتیب نوبت چاپ، به این شرح‌اند:

"بامداد خمار" فتانه حاج سیدجوادی (38 چاپ - 37 در دوره مطالعه)، "چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم" زویا پیرزاد (22)، "دالان بهشت" نازی صفوی (22)، "باغ مارشال" حسن کریم‌پور (19)، "پریچهر" مرتضی مؤدب‌پور ( "وجدان" محمود،"یاسمین" مرتضی مؤدب‌پور (، "شب‌ سراب" ناهید پژواک (17 - 15)،
"کلیدر" محمود دولت‌آبادی (16)،‌ "چهارده داستان" علی حجتی کرمانی (16 - 1)، "حریم عشق" رؤیا خسرونجدی (16)، "بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم" ‌نادر ابراهیمی (15 - 7)،‌
"پنجره" فهیمه رحیمی (15 - 14)،‌"سووشون" سیمین دانشور (15 - 3)، "قصه‌های مجید" هوشنگ مرادی کرمانی (15 - 13)، "اصیل‌آباد" رضا رهگذر (14 - 2)،
"شازده احتجاب" هوشنگ گلشیری (14 - 6)، "عزاداران بیل" غلامحسین ساعدی (14 - 2)، "گلی در شوره‌زار" نسرین ثامنی (14 - 12)، "یلدا"‌ مرتضی مؤدب‌پور (14)،
"بانوی جنگل" فهیمه رحیمی (13)، "تاوان عشق" فهیمه رحیمی (13)، "دلاور زند" نظمی (13 - 1)،‌"شیرین" مرتضی مؤدب‌پور (13)، "عروس سیاهپوش" نسرین ثامنی (13 - 3)،
"گستره محبت" ‌نسرین قدیری (13)، "اتوبوس" فهیمه رحیمی (12)،‌ "دایی جان ناپلئون" ایرج پزشکزاد (12 - 1)،‌ "سهم من" پرینوش صنیعی (12)،
"عادت می‌کنیم" زویا پیرزاد (12 - 11) "قصه پرماجرای یوسف و زلیخا" محمد تمدن (12 - 1)، "گرداب سکندر" رضا رهگذر (12 - 1)،‌ "آشیانه عقاب" زین‌العابدین مؤتمن (11 - 4)،
"بادهای خزان" محمدرضا بایرامی (11 - 1)، "بازگشت به خوشبختی" فهیمه رحیمی (11 - 9)، "بی‌سرپرستان" قدسی نصیری (11 - 3)، "پرواز به‌سوی پاکی" مهدی مشایخی (11 - 1)،
"ثریا در اغما" اسماعیل فصیح (11 - 6)، "داستان باستان" محمدحسن شیرازی (11)، "دل‌ کور" ‌اسماعیل فصیح (11 - 7)، "روی ماه خداوند را ببوس" مصطفی مستور (11)،
"زخم‌خوردگان تقدیر" فهیمه رحیمی (11 )،‌ "شوهر آهوخانم" علی‌محمد افغانی (11 - 2)، "ماندانا" (ادامه پنجره) فهیمه رحیمی (11)، "مدیر مدرسه" جلال آل احمد (11 - 4)،‌
"نوبت عاشقی" محسن مخملباف (11 - 1) و "نیمه غایب" حسین سناپور (11)

پنج رمان پرفروش در آمریکا

اسامی پرفروش‌ترین کتاب های آمریکا شامل آثار داستانی و غیرداستانی، در سال 2011 اعلام شد.

در فهرستی که دربرگیرنده نام 100 کتاب پرفروش آمریکا در سال گذشته است، کتاب «کمک» نوشته کاترین استاکت توانسته است جایگاه نخست را به خود اختصاص دهد.
در مکان دوم رمان «بازی های گرسنه» نوشته سوزان کالینز جای دارد.
«بهشت جایگاهی واقعی است» نوشته تاد بورپو و لین وینسنت که جایگاه سوم را به خود اختصاص داده
مکان چهارم نیز به کتاب داستانی «آب برای فیل ها» اختصاص یافته است. این کتاب نوشته سارا گروئن است. 
مکان پنجم از آن «آتش گرفتن» نوشته سوزان کالینز است.

 

[ ۱۳٩٠/۱٠/٢٦ ] [ ۸:٤٢ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]

جیمز چویس نفراول ،فیلپر توماسو مارینتی نفردوم ومارتین هایدگر نفر سوم از نویسندگان برتر جهان معرفی شدند که آثارشان عبارتند از

جیمز جویس :غربی ،مادر ،آرابی ، اولین ، گل رس و  اولین

فیلپر توماسو مارینتی :فوتوریسم ،محکم واستوار بر فراز جهان ایستاده ایم و ستارگان را به نبرد فرا می خوانیم

مارتین هایدگر:هستی وزمان،نیچه ،هایدگر ،مفهوم زمان ،معنای تفکر چیست ،متافیزیک چیست ،فلسفه ی تکنولوژی

اگر آثار دیگری از این نویسندگان بزرگ می شناسید معرفی کنید

[ ۱۳٩٠/۸/٢٧ ] [ ۸:٢٦ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]

شناخت و درمان غیبت غیبت یعنی پشت سر دیگری در غیابش سخن گفتن و ذکر مواردی که در حضورش گفته نمی شود. این عمل غیراخلاقی عواملی دارد که بررسی می شود.اولین ریشه غیبت حسادت است. حسادت‎ورزی نخستین ریشه تولید غیبت است.
ا شما تحمل دیدن زیبایی و موفقیت کسی را نداشته باشید- سعی خواهید کرد برای مشوّه کردن چهره آنان در بین اطرافیان و جامعه به غیبت وارد شوید. به معنی دیگر اگر شما خودتان قادر به رفتن نباشید- از رفتن دیگری هم جلوگیری می‎کنید.
عمیق‎ترین ریشه غیبت حسادت‎ورزی است. پس اگر حسود باشی جستجو خواهی کرد تا مطلبی و موردی بیابی و سپس بازگو کنی و عمق هدف- تخریب دیگری است و وقتی دیگری تخریب شد- آنان مورد تحسین قرار نمی‎گیرند و شما تحسین می‎شوید.
شما به‎به و چه‎چه می‎شنوید. با تقلب می‎خواهی تحسین جعلی به دست آوری. با ترفند و حُقه می‎خواهی تحسین دیگران را برانگیزی. حسادت عامل اصلی دست زدن به اعمال خطرناک است.
دومین عامل عجز و ضعف است. ناجوانمردان و بزدلان و عاجزانی که قادر نیستند توانا باشند؛ وارد غیبت کردن کسانی می‎شوند که توانمندند. آری هیچ جنگاوری و هیچ زبرمردی لب به غیبت نمی‎زند. غیبت یکی از خصوصیات عاجزان است. کسی که توانمند است نیازی به غیبت ندارد.
سومین عامل داشتن احساس برتری‎طلبی و جاه‎طلبی می‎باشد. اینان برای رسیدن به اهدافشان متوسل به غیبت می‎شوند تا به خاستگاه خود برسند. معلوم است برای "شدن" غیبت یکی از معمول‎ترین راهکارها می‎باشد و فراموش نکنیم انسان برای شدن، دست به چه کارهایی که نزده است!
چهارمین عامل توهم است. آنانی که می‎پندارند متدین‎تر و متخصص‎تر هستند. اینان برای خودشان دلایل جعلی و موهومی درست کرده و لب به غیبت می‎گشایند و به نزاع با آن شبه می‎پردازند.
اینان وانمود به اظهار ترحم می‎کنند و غیبت اینان برای خیرخواهی دیگران است! غیبت آنان حالت نصیحت دارد! حالت دلسوزی دارد!
بنده خدا که این کاره نیست و بهتر است از این کار دست بکشد!
برای حفظ کردن و تداوم بخشیدن به جایگاه خود و به بهانه مهرورزی غیبت می‎کند.
پشت این نقاب نصیحت - پشت این تواضع - پشت این دینداری، در عمق این تخصص و خیرخواهی و ترحم، اهریمنی وجود دارد به نام «نفس». این نفس تمام عوامل پیشین را حامل است.
فرق کسانی که غیبت می‎کنند و کسانی که غیبت را می‎شنوند و تحمل می‎کنند در ظاهر است. در باطن هر دو عین هم هستند، هر دو تروریست شخصیت هستند.
درمان و علاج "غیبت" خودشناسی است. اگر شما کیستی خودتان را زیر سوال ببرید، دیگر فرصتی برای غیبت و جلوه‎سازی و میلیون‎ها رنگ دیگر به زندگی اصیل و خلاق خود زدن باقی نمی‎ماند.

[ ۱۳٩٠/۸/۱۳ ] [ ۱:۱٢ ‎ب.ظ ] [ الهام نیکخو ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من یک نوجوان هستم که می خواهم داستان هایم را در این سایت منتشر کنم از شما ممنونم که داستان های مرا می خوانید امیدوارم که ازاین آثار من لذت برده باشید البته چند تا از پست هایم درباره ی نویسنده هاست بلاخره هرچه باشد کار آن ها بهتر از من است ومن به شما توصیه می کنم اگر به داستان نویسی علاقه دارید و اگر به آثاراین نویسنده های بزرگ دسترسی دارید حتما آن ها را مطالعه کنید
صفحات اختصاصی
RSS Feed

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت
سايت تفريحي ويگ - مطالب خواندني و جذاب wig.ir

جاوا اسكریپت


بک لینک طراحی سایت